سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
78
تاريخ ايران ( فارسى )
سلام كن ز من اى باد مر خراسانرا * مر اهل فضل و خرد را نه عام و نادانرا خبر بياور ازيشان به من چو دادهاى بو * ز حال من بحقيقت خبر مر ايشانرا بگويشان كه جهان سرو من چو چنبر كرد * بمكر خويش خود اينست كار كيهانرا نگر كه تان نكند غرّه عهد و پيمانش * كه او وفا نكند هيچ عهد و پيمانرا مأخوذ از ديوان ناصر خسرو چاپ تبريز در موزهء بريتانى فصل پنجاه و چهارم ادبيات ايرانيان پيش از حملهء مغول پيدايش ادبيات مذهبى نظر باهميت موضوع فوق ما بار ديگر توجه خوانندگان را به طرف آن معطوف داشته مينويسيم كه با وجوديكه زبان عرب از به دو غلبهء اسلام تا چندين پشت زبان علمى و ادبى ايران شمرده ميشد قسمت مهم اين ادبيات تراوش افكار فضلاى ايران بوده است ، تا سالها از اينميانه گذشت و ايران از هجوم عرب خلاصى يافت زبان اصلى وى بناى احراز مقام اوليهء خود گذاشت ، بعينه در چند قرن بعد از اين در انگلستان كه زبان ساكسون بجاى فرانسهء نورمانهاى غالب شروع به استعمال نموده و بتدريج بر آن تقدم يافت . شرح نفوذ و استيلاى زبان و ادبيات فارسى در آسيا بطور مبسوط خارج از گنجايش كتاب است . من در اسلامبول و تركستان حتى پامير كه دوردست واقع شده است ديدهام كه زبان فارسى را به خوبى ميفهمند و مسلمانان هند و افغان مخصوصا آن را در مدارس خودشان تحصيل ميكنند و بالاخره نفوذ و وسعت دامنهء زبان فارسى در خاور نزديك و ميانه بيش از نفوذى است كه فرانسه در اروپا داشت .